تبلیغات
بزرگترین سرای عاشقانه - پایان مهلت وفاداری...
 
بزرگترین سرای عاشقانه
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


سلام خدمت دوستهای عزیزم
از اینکه به سرای عاشقانه سر زدین ازتون ممنونم تو این وبلاگ سعی بر اینه که یه محفل گرم عاشقانه براتون ایجاد کنیم البته میدونم خیلی کار داریم تا رضایت شما رو جلب کنیم ولی سعی میکنیم البته وبلاگ اولمون نیز به لطف خدا و با حمایت شما به عنوان یکی از پر بیننده ترین وبلاگ های حال حاضر تبدیل شده که امیدواریم تو این وبلاگ هم موفق باشیم
لطفا"ما رو از نظرات خودتون بهره مند کنید و اگه مطلبی داشتین تو قسمت نظرات قرار بدین تا با نام خودتون تو وبلاگ قرار بدیم
راستی اگه آدرس اون یکی وبلاگم و هم بخواین تو قسمت بالای وبلاگ با نام بیست ترین ها می تونین پیدا کنین

مدیر وبلاگ : *امیر *
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟








پایان مهلت وفاداری...




تو از من بیرون میروی من از این حس بیرون نمیروم
تو بی هوا نفس میکشی و من به هوای تو زندگی میکنم
وقتی این لحظه ها برای تو مفهومی ندارد ، برای من بی تو اینجا هیچ حس خوبی ندارد
اینکه بفهمم به عشق من تا اینجا نیامدی ، به این باور میرسم که هیچگاه حرف دلم را نخوانده ای
تو در سرزمین عشق گم شده ای و من در تو محو شده ام ، مثل یخ در آتش بی وفایی هایت آب شده ام
گاهی فکر میکنم ما هر دو عاشقترینیم ، اما تو این فکر مرا نمیخوانی ، تو اصلا مرا نمیخواهی
و اشک ها میریزند و حسرتی است که در دلی میماند که همیشه در حسرت بوده
حسرت لحظه ای که همیشه در آرزوی به حقیقت پیوستن بوده
ای کاش این دنیا با این تصویر زشت نبود ، ای کاش سرنوشت ما با هم یکی نبود
که چه آسان دل دادی و چه آسان دل بریدی ، چه معصومانه آمدی و چه بی رحمانه داری میروی
و اینجاست که از ارزشهای قلبم کاسته میشود ، تصویر حرکتهای غم در صحنه دلم آهسته میشود
و از ریشه خشک میشوم ، وقتی آبی به این خاک نمیرسد ، همه چیز که مثل آن روزهای اول نمیشود!
که وقتی غنچه بودم آب به من میرسید ، نور عشق همیشه بر قلبم میتابید ، تا که گل شدم و این قصه ادامه داشت ، پاییز آمد و همه چیز تمام شد ، خشک شدم و آن محبت ها از دلم رها شد ….
حالا نه آبیست که به این ریشه های خشکیده برسد و نه کسی است که حتی من خشکیده را از شاخه اش بچیند !
لبریز از غمی هستم که تو در دلم نشاندی ، در آتشی نشسته ام که تو مرا به اینجا کشاندی!
حالا تو کجایی و من کجا ، تو مرا به گل نشاندی ای بی وفا…



نوع مطلب : دلنوشته عاشقانه، 
برچسب ها : پایان مهلت، وفاداری، دلنوشته، دلنوشته عاشقانه، عاشقانه، متن عاشقانه،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 24 تیر 1392
چهارشنبه 26 تیر 1392 01:49 ب.ظ
سلام مرسی که بهم سرزدی توهم سایتت خیلی قشنگه راستی با تبادل لینک موافقم الانم لینک شدی بای بازم بهم سر بزم راستی منو با اسم دخمل شیطون لینک کن
-
سلام سایت خوبی داری مطالب خوبی داری.
در مورد تبادل لینک،منو با اسم مردان مادریدی لینک کن خبر بده تا لینکت کنم
-
سلام دوست گلم امید وارم که حالت خوب باشه تو هم وب زیبایی داری
بازم بهم سر بزن بای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :